تبلیغات
قسمت فرهنگی کانون - فاصله ها، پایانی غیرمنتظره دارد


قسمت فرهنگی کانون

کدام برگ را از تقویم ها کنده اند که تاریخ هیچگاه به جمعه نمی رسه....

حسین سهیلی زاده

گروه هنر تبیان: فاصله ها، زیر هشت و تاوان، این روزها خیلی ها را درگیر خودشان کرده اند. جدا از بحث کیفیت، باید گفت که فاصله ها به خاطر نوع قصه ای که انتخاب کرده، حرف و حدیث های بیشتری را ایجاد کرده و بیشتر در معرض توجه قرار گرفته است. حسین سهیلی زاده، کارگردان فاصله ها، پیش از این ترانه مادری و دلنوازان را هم روی آنتن برده بود.

 گروه هنر تبیان با این کارگردان نام آشنای قاب جادویی، درباره نقدهایی که به سریالش وارد است، گفتگو کرده است. 

 

• چرا فاصله ها این قدر مخاطب پیدا کرده؟

این بار سعی کردیم حرف مان را رو بزنیم. در سریال های قبلی، شاید تا این حد مسائل اجتماعی باز نمی شد، ولی این بار کاملا مستقیم صحبت کردیم. به قول معروف، در قبلی ها سعی کردیم زیرپوستی حرف بزنیم، ولی این بار کاملا مستقیم و بی پرده، از موضوعی که دغدغه جوانان است.

• چه دغدغه ای؟

فاصله ای که بین نسل ها و نگاه آن ها وجود دارد. به خاطر همین بود که از همان قسمت اول، واکنش ها را به فاصله ها دیدیم.

• فکر نمی کنید بیننده، وقتی که در معرض این همه نصیحت مستقیم قرار می گیرد، زده می شود؟

قبول کنید که ما در برنامه سازی، بالاخره خطوطی داریم که باید در میان آن ها حرکت کنیم. تا همین حد هم که مسائل را بیان کردیم، به نظر عده ای خیلی جسورانه بوده. باور کنید بیشتر از این، نمی توانستیم وارد جزئیات شویم.

• چرا نصیحت های سریال شما، این قدر کلیشه ای و مخاطب گریز است؟

این، واقعیت خانواده های ما است که والدین، نصیحت می کنند و جوان ها، انتخاب. والدین، همیشه از راه هایی که رفته اند می گویند تا به بچه هایشان، ثابت کنند که مثلا فلان چیزی را که مدنظرشان است، اشتباه است و نباید بچه ها این راه را بروند. ما، قصد تصویرسازی خانواده ایرانی را داشتیم.

• فکر می کنید چقدر از خانواده های ما، شبیه خانواده ای هستند که شما تصویر کرده اید؟

زیاد. محسن، سلامت اخلاقی پسرش را می خواهد، اما نمی داند که چطور باید با او برخورد کند. آخرش هم خودش، متوجه این ندانستن هایش می شود.

قبول کنید که ما در برنامه سازی، بالاخره خطوطی داریم که باید در میان آن ها حرکت کنیم. تا همین حد هم که مسائل را بیان کردیم، به نظر عده ای خیلی جسورانه بوده. باور کنید بیشتر از این، نمی توانستیم وارد جزئیات شویم

• اما در مقابل، خانواده برادر محسن را داریم که کامل و متعادل است...

عمورضا، توانسته بچه هایش را درست تربیت کند و نمونه یک خانواده الگو است. بالاخره ما باید یک خانواده الگو در سریال مان مطرح می کردیم. عمورضا، فرق رفاقت با بچه ها و تربیت آن ها را می داند. او می داند که با جوان ها چطور برخورد کند و در این مورد، دقیق است.

• ولی عمورضا خیلی مثبت مانده، درست مثل یک معلم اخلاق دانشگاه.

قبول دارم. ممکن است خیلی ها با مستقیم گویی مشکل داشته باشند، اما ناچار بودیم که چنین الگویی داشته باشیم. عمورضا، کاملا ملموس است و در همه خانواده ها، یک ریش سفید این جوری پیدا می شود.

• سعید چطور؟ فکر می کنید سعیدها در جامعه ما چقدر زیادند؟ او حتی در مقابل بعضی از موقعیت های کاملا ساده، مشکل دارد و برخوردهای عجیب می کند...

سعی کردیم سعید را، جوانی تصویر کنیم که از روی احساسش تصمیم می گیرد، نه عقلش. خیلی از جوان ها ما این جوری هستند. فکر می کنید این همه مشکل که در جامعه پیش می آید، به خاطر چیست؟ به خاطر تصمیم های احساساتی جوانترها. برعکس نظر شما، فکر می کنم همذات پنداری خانواده ها و والدین و بچه ها، با سعید بیشتر است. من نمی گویم سعید، نماینده همه جوانان احساساتی ما است، اما بالاخره بخشی از این ویژگی ها را دارد.

• چرا در سریال شما، همه به کار همدیگر کار دارند؟ چرا کسی به کارهای خودش فکر نمی کند و فکر درست کردن دیگری را دارد؟

این نظر شما است. این بد نیست، نوعی تکلیف است. خب نگران هم هستند. این ها، فضولی نیست، برآیند نگرانی آن ها است، چون احساس تکلیف می کنند.

• من که فکر می کنم این همه شعار در سریال شما، تحمل کردنش برای خیلی ها سخت است. مثل بحث نماز جماعت اجباری خواندن و استدلال محسن برای نماز جماعت نخواندن وحید در مدرسه و ...

مهمترین اساس خانواده های مذهبی و سنتی ما، مسائل دینی است. در این سکانس ها، می خواستیم باور محسن را نشان بدهیم. قصد ما، مقصر نشان دادن آن ها نبود، بلکه نشان دادن موقعیت شان بود. و اینکه هر کدام شان، چقدر در مسائل پیش آمده، موثر بوده اند.

• در تیتراژ اول سریال، جمله ای زیبا از حضرت علی آمده که "حکمت وزیدن باد، رقصاندن شاخه ها نیست، امتحان ریشه ها است". در فاصله ها، کدام ریشه ها مورد امتحان قرار می گیرند؟

خانواده ها! در این مجموعه، می خواستیم خانواده را در شکل های مختلف نشان بدهیم و جلوه های بی خانوادگی را هم به رخ بکشیم که سرانجامش چه خواهد شد. در فاصله ها، شما خانواده های مختلف را می بینید و اینکه کدام یک، ریشه دارتر بوده اند.

• لابد مثل ترانه مادری و دلنوازان هم، باید منتظر پایان خوب و خوش باشیم، نه؟

هنوز برای قضاوت زود است. شاید یکی از نکته های خوب این قصه، در پایان غیرمنتظره آن باشد.

 

 


گفتگو از: نیره رضایی مطلق

گروه هنر تبیان


نوشته شده در دوشنبه 18 مرداد 1389 | ساعت 05:20 ق.ظ | توسط برنایان |نظرات |















قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت